محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

350

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

بربر هستند كه در خورهء سوس جاى دارند . اين مردم همانند خوارزميانند زبانشان نا مفهوم وطبعشان نامأنوس است وپستى بسيار دارند . شنيدم مثلا يكى از ايشان هزينهء سفر بر كمر مىبندد وبه حج رفته باز مىگردد وهنوز آن را بر كمر خود دارد ، پس ازدواج مىكند . كمتر كسى از ايشان هست كه به زيارة بيت المقدس نرفته باشد . از عيوب مغرب آنكه در دو شهر آفريقا گوشت سگ را بر قناره كشيده مىفروشند واين دو شهر قسطيليه ونفطه است . مسلمانان ايشان را متهم مىكنند گوشت سگ را در هريسه نيز مىريزند ، ايشان كج خلقي وخشونت را با فرزى دارا هستند ، يك تن را مىبينى كه خود هم ديگ را مىپزد وهم گوشت يا تريد را مىفروشد . راه‌هايشان به نقاط دور افتاده در بيابانهاى شن‌زار دشوار است . حكومت : در اندلس ، براي جز امويان هيچگاه خطبه خوانده نشده است . اما در سوس اقصا ، پس نخستين غير أموي كه بر آن دست يافت ، إدريس بق عبد اللّه بن حسن بن أبي طالب بود . هنگامى كه إدريس از ميدان جنگ عباسيان با طالبيان در حادثه فخ در خلافت هادي * رهائى يافت به مصر آمد ، در آن هنگام واضح مولاي منصور رئيس بريد مصرى مىبود ومذهب شيعي داشت ، واضح ، إدريس را با بريد به مغرب فرستاد . إدريس به طنجه شد ومردم آنجا وحومه‌اش گرد أو فرا آمدند . پس چون رشيد به خلافت رسيد وداستان را دانست گردن واضح بزد وتنش را به دار آويخت ، پس شماخ يماني مولاي مهدى را به سوى دريس فرستاد ونامه‌اى براي أو به إبراهيم أغلب كه فرماندار أو بر آفريقا مىبود نوشت .